- باز این چه شورش است که در خلق عالم است この世の者たちにあってこれは何という慟哭か
- دانشجوی بزرگسال 年をとった学生
- آن شب قدر که این تازه براتم دادند 私にこの真新しい手形をくれた、あのガドルの夜
- بگیر از من جهانم را، ولی بانو حرم را نه 私から世界を奪うがよい、しかしハラムの貴婦人はならぬ
- لیکن رفیق بر همه چیزی مقدم است それでも友はすべてに優る
- حمله حیدری ヘイダルの攻撃
- مسافر 旅人
- همای رحمت 慈愛のホマー
- آفتاب پنهانی 隠れた太陽
- جواب هدهد ヤツガシラの答え

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادندبیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند باده از جام تجلی صفاتم دادندچه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی آن شب قدر که ارمغان پارس ...
بگیر از من جهانم را، ولی بانو حرم را نه تمــام جاده ها آری، خیابان ارم را نهدلم پر گیــرد از شوق زیارت در هوای تــو بسوزان هستیام بی بی، ولی بال و پرم را نهچه شیرین بر لب آب شور ارمغان پارس ...